تبلیغات راهی برای دوستی
نویســــندگان :
◊ ذوالفقار (10)
موضــــــوعات :
◊ عمومی (10)
آرشـیـــــــــــو :
◊ اسفند 1386 (3)
◊ آبان 1386 (6)
◊ مهر 1386 (1)
لینكســــــــتان :
◊ نی نی بلا
◊ دختر گل فروش
◊ مکن شکوه از دیگران
◊ ورزش یزد
◊ ادبی
لینكــــــــدونی :
جستجـــــــــــو :
خبرنامــــــــــه :
نظر سنجــــــــی :
آمار وبــــــــــلاگ :
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :
تمامی حقوق مادی و معنوی این قالب برای میهن بلاگ محفوض میباشد
طراح و سازنده : علیرضا عسگری
آنســـوی عــشق :[عمومی , ]
آنســـوی عــشق قـصـــه ایــست
قصه دوسـتی امــا نزدیــك جــدایی
زیــر سفـیدی بــرف تــرانـه ایست
چـو نـم نـم بـاران ، ولـــی طوفانــی
چه خوب عـاشـقم ، مــرا نـگـاریست
دوست داشتن ، خواستن چه بی وفایــی
لحظه ای درنگ كن ، مـرا خـــدایست
مجـنونم بـدون لـیلا ، بـگو كــجایـی
بـاورم ، زنـدگــی قصه ای فـانـیست
دروغ ، راست ، بالاتـر از هـمه جدایـی
نوشته شده در یکشنبه 12 اسفند 1386 و 08:03 ق.ظ توسط ذوالفقار
ویرایش شده در - و -
گلایه :[عمومی , ]
سلام گاهی وقت ها حسادت كردم اما اینجوری .... نه شرمنده همه دوستان كه این مطلب رو می نویسم چون چاره ای نداشتم . آزمون سال 87 ( كاردانی به كارشناسی ) كه امروز آخرین مهلت ثبت نام هست من به خاطر مشغله كاری متوجه گذر زمان نبودم و خبر نداشتم كه دفترچه آزمون توزیع شده و مهلت ثبت نام رو به اتمام هست . من تازه امروز ظهر یكی خبرم كرد، ناراحت شدم هم واسه خودم هم واسه همكلاسیم گفتم من و اون یك سال عقب موندیم و افسوس می خوردم تا اینكه برادر دوست همكلاسیم اومد پیشم و عكسهای دوستم را می خواست از دوباره چاپ كنه بهش گفتم فلانی دفترچه آزمون رو گرفته ، با تعجب دیدم كه گفت آره چند وقتی میشه كه گفته .....حالا بیا دل بسوزون واسه رفیق ...... نه نارفیق من و دوستم حالا بگو كه از روز اول تا یكی دو ماه پیش با هم بودیم ....؟ ! ؟ ! حالا شما بگین موقع درس هر روز بیا ازم جزوه بگیر ، تحقیق ندارم برام كاری بكن و ...... این هم از جوابی كه گرفتم!!!!!!!!! خلاصه برای دو روز دنیا دل كسی رو نشكن بی خیال بگذار كه ... تا توانی دلی بدست آر كه دل شكستن هنر نیست
نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند 1386 و 07:02 ق.ظ توسط ذوالفقار
ویرایش شده در - و -
فاصله ها :[عمومی , ]
فاصله ها بین من و تـــو دلتنگی
خیـلی آشنا اما باز هم حـس غـریبی
ســكـــوت ، ولـــی پــر از فـــریاد
چــگونـه خواســتن تو را ، تنهایی
كلـمات و قــلم رشــته های پیونـــد
جدایـــی ، دوســـتی ، هر چــه واژه
كنـار هــم ، ایــن هست افسانه مــن
بی سر و پا ، بی معنی ، اما زندگی
نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند 1386 و 06:02 ق.ظ توسط ذوالفقار
ویرایش شده در - و -
چشمانم :[عمومی , ]
چشمانم
گردش کوه و جاده می زند
زبانم
به یادش آه غریبانه می زند
دل بسته خاکی کوچه های وطنم
حیرانم
هر گوشهای نشان خانه می زند
نوشته شده در یکشنبه 27 آبان 1386 و 06:11 ق.ظ توسط ذوالفقار
ویرایش شده در - و -
بگذار :[عمومی , ]
بگذار
همان واژه دلخواه تو باشم
تو پهنه آسمان
و من ماه تو باشم
هر چند نیم قابل پندار تو
با این همه
بگذار همراه تو باشم
نوشته شده در یکشنبه 27 آبان 1386 و 06:11 ق.ظ توسط ذوالفقار
ویرایش شده در - و -